تبلیغات
الماس طلایی
الماس طلایی
! make-up your mind & change yourselves look-out 
webmaster
my tree hovel

من،

پرسه‌های لاابالیِ همان روزگارِ بی‌اسم و آینه را می‌خواهم !
لطفاً عیشِ آسوده،از آن همه نداشتنِ اندوه و گریه را،
به من برگردانید !!!

بهانه‌ی بی‌باور به یک پیاله‌ی آب،
حصیرِ خیس،
باغ‌های مه‌آلودهِ اولِ مهر،
راهِ دورِ دبستانِ پُشتِ بُرج،
امضایِ معلمِّ عینِ آب،عینِ آینه،عینِ ماه،
رؤیاهای هزار دفترِ صدبرگِ خیلی سفید،
یک مزرعه مداد،
املای آسانِ اسمِ غلام،اسمِ حسن،اسم دُنا،
غصّه‌های پا به فرارِ باد،
پروانه‌های لای کتاب،‌کلوچه‌ی قند،
قدِّ بلندِ نی،خطِّ شکسته‌ی باد،
حسودیِ بی‌مقصودِ آینه به سنگ،
و آوازهای خزانیِ مردی که با اسب آمده بود،
در باران آمده بود،
به خاطرِ ما آمده بود ! ...

بنویس !
حالا بنویس !
سرِ سطر: امّا دیر،خیلی دیر آمده بود !،
و ما،دیگر از آن همه چراغِ شکسته،
چیزی نمی‌خواهیم !،
اسب و آینه نمی‌خواهیم !،
باران و بوسه نمی‌خواهیم !،
خواب و خاطره نمی‌خواهیم !،
فقط امکانِ باز آمدنِ آن همه چلچله !  ...
آن همه چلچله را به باغ‌های بابونه برگردانید !
حیاطِ شمالیِ ما خالی‌ست،
خاموش است،
بی‌گفت و گوست.

صندلی‌ها ، پراکنده ؛
میهمان‌ها ، رفته ؛
میزها ، کج ؛
و ماه ، که در خوابِ یک استکانِ شکسته ؛
یک استکانِ شکسته،
یک استکانِ شکسته ... !!!

 

" سیّد علی صالحی "




طبقه بندی: سنگلاخ های زندگی،
[ 1392/08/7 ] [ 01:33 ] [ SH ]
.: web master : الماس طلایی :.

webmaster letter

همه ی ما،خودمان را،
چنین متقاعد می كنیم كه،
زندگی بهتری خواهیم داشت اگر:
شغلمان را تغییر دهیم
مهاجرت كنیم
با افراد تازه ای آشنا شویم
ازدواج كنیم...

فكر میكنیم زندگی،بهتر خواهد شد اگر:
ترفیع بگیریم
اقامت بگیریم
با افراد بیشتری آشنا شویم
بچه دار شویم...

و خسته می شویم وقتی:
می بینیم رئیسمان،ما را درک نمی کند
زبان مشترك نداریم
همدیگر را نمی فهمیم
می‌بینیم كودكانمان،به توجه مداوم نیازمندند
بهتر است صبر كنیم ...

با خود می گوییم :
زندگی وقتی بهتر خواهد شد كه :
رئیسمان تغییر كند
شغلمان را تغییر دهیم
به جای دیگری سفر كنیم
به دنبال دوستان تازه ای بگردیم
همسرمان رفتارش را عوض كند
یك ماشین شیك تر داشته باشیم
بچه هایمان ازدواج كنند
به مرخصی برویم
و در نهایت بازنشسته شویم ...

حقیقت این است كه برای خوشبختی،
هیچ زمانی بهتر از همین الآن وجود ندارد.
اگر الآن نه، پس كی؟
زندگی همواره پر از چالش است.
بهتر این است كه این واقعیت را بپذیریم
و تصمیم بگیریم كه،
با وجود همه ی این مسائل،
خوشبخت زندگی كنیم.

بعضی وقت ها ...
به خیالمان می رسد كه زندگی،
"همان زندگی دلخواه"،
موقعی شروع می شود كه،
موانعی كه سر راهمان هستند،كنار بروند:
مشكلی كه هم اكنون،
با آن دست و پنجه نرم می كنیم
كاری كه باید تمام كنیم
زمانی كه باید برای كاری صرف كنیم
بدهی‌هایی كه باید پرداخت كنیم
و ...
بعد از آن زندگی ما، زیبا و لذت بخش خواهد بود!

بعد از آنكه همه ی اینها را تجربه كردیم،
تازه می فهمیم كه زندگی،
همین چیزهایی است كه ما آن ها را "موانع" می‌شناختیم!
این بصیرت به ما یاری میدهد تا دریابیم كه،
جادّه‌ای اختصاصی بسوی خوشبختی وجود ندارد.
خوشبختی،خود همین جاده ای ست که،
ما را به زندگی و آینده هدایت می کند.

برای آغاز یك زندگی سعادتمند،
لازم نیست كه در انتظار بنشینیم:
فارغ التحصیل شویم
به دوران دانشگاه برگردیم
به دوران کودکی برگردیم
وزنمان را كاهش دهیم
وزنمان را افزایش دهیم
شروع به كار کنیم
مهاجرت کنیم
دوستان تازه ای پیدا کنیم
ازدواج کنیم
فرزند به دنیا بیاوریم
یک خانه شیک بسازیم
شروع تعطیلات فرا برسد
در انتظار دریافت وام جدید باشیم
یك ماشین نو بخریم
بازپرداخت قسط ها به اتمام برسد
برنده یک مسابقه میلیونی شویم
مشهور و سرشناس شویم
بهار بیاید
تابستان از راه برسد
پاییز را تجربه کنبم
زمستان را به امید بهار دلخوش کنیم
اول برج ...
و...
امّا،
خوشبختی یك سفر است،
نه یك مقصد ...
****************
شاد باشید و سربلند
SH