تبلیغات
الماس طلایی
الماس طلایی
! make-up your mind & change yourselves look-out 
webmaster
my tree hovel

قرار نبـوده چنیـن آشفتـه‌ و سردرگـم شویـم  !
قرار نبوده تا نم باران زد ، دستپاچه شویم ،
و زود ، چتری از جنس پلاستیک ، روی سر‌ بگیریم که مبادا مثل کلوخ ، آب شویم  !
قرار نبوده این قدر دور شویم و مصنوعی ؛
ناخن های مصنوعی ، دندان های مصنوعی ،
خنده های مصنوعی ، آواز‌های مصنوعی ، دغدغه های مصنوعی  !
هر چه فکر می‌کنم می‌بینم قرار نبوده ما اینچنین با بغل دستی هایمان ،
در رقابت های تنگانگ باشیم ، تا اثبات کنیم موجود بهتری هستیم  !
این همه مسابقه و مقام و رتبه و دندان به هم نشان دادن ، برای چیست ؟!
قرار نبوده همه از دم ، درس خوانده بشویم ،
از دم ، دکترا به دست ، بر روی زمین خدا راه برویم  !

بعید می دانم راه تعالی بشری ،

از دانشگاه ها و مدرک های ما رد بشود  !!!

باید کسی هم باشد که گوسفندها را هی کند ،

 دراز بکشد ، نی لبک بزند ، با سوز هم بزند  !
قرار نبوده این ‌همه در محاصره ی سیمان و آهن ، طبقه روی طبقه برویم بالا  !
بی شک این همه کامپیوتر و پشت های غوز کرده و آدم های ماسیده ،
در هیچ کجای خلقت ، لحاظ نشده بوده  !
تا به حال بیل زده‌اید ؟!
باغچه هرس کرده‌اید ؟!
آلبالو و انار چیده‌اید ؟!
کلاً خسته از یک روز کارِ یَدی ، به رختخواب رفته‌اید ؟!
آخ که با هیچ خواب دیگری ، قابل مقایسه نیست  !
این چشم ها ، برای نور مهتاب یا نور ستارگان کویر ،
برای دیدن رنگ زرد گل آفتابگردان ،
برای خیره شدن به جاریِ آب ، شاید ؛؛؛
امّا برای ساعت پشت ساعت ، روز پشت روز ، شب پشت شب ،
خیره ماندن به نور مهتابی مانیتورها آفریده نشده‌اند  !
قرار نبوده خروس ها دیگر به هیچ کار نیایند ،
و ساعت های دیجیتال ، به ‌جایشان ، صبح خوانی کنند  !
آواز جیرجیرک های شب نشین ، حکمتی داشته حتماً ،
که شاید لالایی طبیعت باشد برای به خواب رفتن‌ ما ،

 تا قرص خواب‌ لازم نشویم ،
و این طور ، شب تا صبح پرپر زدن ، اپیدمی نشود  !
من فکر می‌کنم قرار نبوده کار کردن ، جز بر طرف کردن غمِ نان ،
بشود همه ی دار و ندار زندگی مان ؛
همه ی دغدغه ‌ی زنده بودن مان  !
قرار نبوده کنار هم بودن و زاد و ولد کردن ، 
اینهمه قانون مدنیِ عجیب و غریب و دادگاه ،

و مهر و حضانت و نفقه و زندان و گروکشی ،
و ضعف اعصاب داشته باشد  !
قرار نبوده اینطور از آسمان دور باشیم ،
و سی‌ سال بگذرد از عمر‌مان ،

 و یک شب هم زیر طاق ستاره ها نخوابیده باشیم  !
قرار نبوده کرِم ضد آفتاب بسازیم تا بر علیه خورشیدِ عالمتاب و گرما و محبّتش،
زره بگیریم و جنگ کنیم  !
قرار نبوده چهل سال از زندگی رد کنیم ،

 امّا کف پایمان ، یک بار هم ،
بی واسطه ی کفش لاستیکی یا چرمی ،

 یک مسافت صد متری را با زمین معاشرت نکرده باشد  !
قرار نبوده من از اینجا ، و شما از آنجا ،

 صورتک زرد ، به نشانه ی سفت بغل کردن ،
و بوسیدن و دوست داشتن ، برای هم بفرستیم  !

چیز زیادی از زندگی نمی‌دانم ،
امّا همین قدر می‌دانم که این ‌همه قرار نبوده ای ، که برخلاف شان ، اتّفاق افتاده ،
همگی مان را آشفته‌ و سردرگم کرده !
آنقدر که فقط می‌دانیم خوب نیستیم ،
و از هیچ چیز راضی نیستیم ،
امّا سر در نمی‌آوریم چرا ؟؟؟ !!!




طبقه بندی: سنگلاخ های زندگی،
[ 1392/06/9 ] [ 00:29 ] [ SH ]
.: web master : الماس طلایی :.

webmaster letter

همه ی ما،خودمان را،
چنین متقاعد می كنیم كه،
زندگی بهتری خواهیم داشت اگر:
شغلمان را تغییر دهیم
مهاجرت كنیم
با افراد تازه ای آشنا شویم
ازدواج كنیم...

فكر میكنیم زندگی،بهتر خواهد شد اگر:
ترفیع بگیریم
اقامت بگیریم
با افراد بیشتری آشنا شویم
بچه دار شویم...

و خسته می شویم وقتی:
می بینیم رئیسمان،ما را درک نمی کند
زبان مشترك نداریم
همدیگر را نمی فهمیم
می‌بینیم كودكانمان،به توجه مداوم نیازمندند
بهتر است صبر كنیم ...

با خود می گوییم :
زندگی وقتی بهتر خواهد شد كه :
رئیسمان تغییر كند
شغلمان را تغییر دهیم
به جای دیگری سفر كنیم
به دنبال دوستان تازه ای بگردیم
همسرمان رفتارش را عوض كند
یك ماشین شیك تر داشته باشیم
بچه هایمان ازدواج كنند
به مرخصی برویم
و در نهایت بازنشسته شویم ...

حقیقت این است كه برای خوشبختی،
هیچ زمانی بهتر از همین الآن وجود ندارد.
اگر الآن نه، پس كی؟
زندگی همواره پر از چالش است.
بهتر این است كه این واقعیت را بپذیریم
و تصمیم بگیریم كه،
با وجود همه ی این مسائل،
خوشبخت زندگی كنیم.

بعضی وقت ها ...
به خیالمان می رسد كه زندگی،
"همان زندگی دلخواه"،
موقعی شروع می شود كه،
موانعی كه سر راهمان هستند،كنار بروند:
مشكلی كه هم اكنون،
با آن دست و پنجه نرم می كنیم
كاری كه باید تمام كنیم
زمانی كه باید برای كاری صرف كنیم
بدهی‌هایی كه باید پرداخت كنیم
و ...
بعد از آن زندگی ما، زیبا و لذت بخش خواهد بود!

بعد از آنكه همه ی اینها را تجربه كردیم،
تازه می فهمیم كه زندگی،
همین چیزهایی است كه ما آن ها را "موانع" می‌شناختیم!
این بصیرت به ما یاری میدهد تا دریابیم كه،
جادّه‌ای اختصاصی بسوی خوشبختی وجود ندارد.
خوشبختی،خود همین جاده ای ست که،
ما را به زندگی و آینده هدایت می کند.

برای آغاز یك زندگی سعادتمند،
لازم نیست كه در انتظار بنشینیم:
فارغ التحصیل شویم
به دوران دانشگاه برگردیم
به دوران کودکی برگردیم
وزنمان را كاهش دهیم
وزنمان را افزایش دهیم
شروع به كار کنیم
مهاجرت کنیم
دوستان تازه ای پیدا کنیم
ازدواج کنیم
فرزند به دنیا بیاوریم
یک خانه شیک بسازیم
شروع تعطیلات فرا برسد
در انتظار دریافت وام جدید باشیم
یك ماشین نو بخریم
بازپرداخت قسط ها به اتمام برسد
برنده یک مسابقه میلیونی شویم
مشهور و سرشناس شویم
بهار بیاید
تابستان از راه برسد
پاییز را تجربه کنبم
زمستان را به امید بهار دلخوش کنیم
اول برج ...
و...
امّا،
خوشبختی یك سفر است،
نه یك مقصد ...
****************
شاد باشید و سربلند
SH