تبلیغات
الماس طلایی
الماس طلایی
! make-up your mind & change yourselves look-out 
webmaster
my tree hovel

 موج می آمد ، چون كوه ،

و به ساحل می خورد !

 از دل تیره ی امواج بلند آوا ،

كه غریقی را در خویش فرو می برد ،

و غریوش را با مشت،فرو می كشت ،

نعره ای خسته و خونین،بشریّت را ،

به كمك می طلبید :

-      " آی آدمها  ...

آی آدمها " ...

ما شنیدیم و به یاری نشتابیدیم !

به خیالی كه قضا،

به گمانی كه قدر،

 بر سرِ آن خسته ،گذاری بكند !

" دستی از غیب برون آید و كاری بكند " .

هیچیك حتّی از جای نجنبیدیم !

آستین ها را بالا نزدیم،

دستِ آن غرقه در امواج بلا را نگرفتیم،

تا از آن مهلكه - شاید - برهانیمش،

به كناری برسانیمش ! ...

 

 موج، می آمد،چون كوه و به ساحل می ریخت .

با غریوی،

كه به خاموشی می پیوست .

با غریقی كه در آن ورطه ، به كف ها ، به هوا،

چنگ می زد،می آویخت ...

 

ما نمی دانستیم،

این كه در چنبرِ گرداب،گرفتار شده است ،

این نگونبخت كه اینگونه نگونسار شده است ،

این منم،

این تو،

آن همسایه،

آن انسان!

این مائیم !

ما،

همان جمع پراكنده،

همان تنها،

آن تنها هائیم !

 

همه خاموش نشستیم و تماشا كردیم .

آن صدا ، امّا خاموش نشد .

 ...  " آی آدم ها "  ...  

...  " آی آدم ها "  ...  

آن صدا ، هرگز خاموش نخواهد شد ،

آن صدا ، در همه جا ، دائم در پرواز است !

تا به دنیا ، دلی از هول ستم می لرزد،

خاطری آشفته ست،

دیده ای گریان است،

هر كجا دست نیازِ بشری هست دراز؛

آن صدا در همه آفاق طنین انداز ست .

 

آه، اگر با دل وجان ، گوش كنیم،

آه اگر وسوسه نان را ، یك لحظه فراموش كنیم،

 " آی آدم ها " را

در همه جا می شنویم .

 

در پی آن همه خون ، كه بر این خاك چكید،

ننگ مان باد این جان !

شرم مان باد این نان !

ما نشستیم و تماشا كردیم !

 

در شب تار جهان ،

در گذرگاهی ، تا این حد ظلمانی و توفانی !

در دلِ این همه آشوب و پریشانی ،

این از پای فرو می افتد،

این كه بر دار نگونسار شده ست،

این كه با مرگ درافتاده است،

این هزاران و هزاران كه فرو افتادند؛

این منم،

این تو،

آن همسایه !

آن انسان،

این مائیم .

ما،

همان جمع پراكنده ، همان تنها،

آن تنها هائیم !

این همه موجِ بلا در همه جا  می بینیم،

" آی آدم ها " را می شنویم،

نیك می دانیم،

دشتی از غیب نخواهد آمد ،

هیچ یك ، حتّی یكبار نمی گوئیم ،

با ستمكاریِ نادانی ، اینگونه مدارا نكنیم ،

آستین ها را بالا بزنیم ،

دست در دست هم ، از پهنه ی آفاق ، برانیمش .

مهربانی را،

دانائی را،

بر بلندای جهان،

بنشانیمش ... !

 

-      " آی آدم ها ... ! 

-     موج می آید " ...  

 

 

 

" فریدون مشیری "
.: web master : الماس طلایی :.

webmaster letter

همه ی ما،خودمان را،
چنین متقاعد می كنیم كه،
زندگی بهتری خواهیم داشت اگر:
شغلمان را تغییر دهیم
مهاجرت كنیم
با افراد تازه ای آشنا شویم
ازدواج كنیم...

فكر میكنیم زندگی،بهتر خواهد شد اگر:
ترفیع بگیریم
اقامت بگیریم
با افراد بیشتری آشنا شویم
بچه دار شویم...

و خسته می شویم وقتی:
می بینیم رئیسمان،ما را درک نمی کند
زبان مشترك نداریم
همدیگر را نمی فهمیم
می‌بینیم كودكانمان،به توجه مداوم نیازمندند
بهتر است صبر كنیم ...

با خود می گوییم :
زندگی وقتی بهتر خواهد شد كه :
رئیسمان تغییر كند
شغلمان را تغییر دهیم
به جای دیگری سفر كنیم
به دنبال دوستان تازه ای بگردیم
همسرمان رفتارش را عوض كند
یك ماشین شیك تر داشته باشیم
بچه هایمان ازدواج كنند
به مرخصی برویم
و در نهایت بازنشسته شویم ...

حقیقت این است كه برای خوشبختی،
هیچ زمانی بهتر از همین الآن وجود ندارد.
اگر الآن نه، پس كی؟
زندگی همواره پر از چالش است.
بهتر این است كه این واقعیت را بپذیریم
و تصمیم بگیریم كه،
با وجود همه ی این مسائل،
خوشبخت زندگی كنیم.

بعضی وقت ها ...
به خیالمان می رسد كه زندگی،
"همان زندگی دلخواه"،
موقعی شروع می شود كه،
موانعی كه سر راهمان هستند،كنار بروند:
مشكلی كه هم اكنون،
با آن دست و پنجه نرم می كنیم
كاری كه باید تمام كنیم
زمانی كه باید برای كاری صرف كنیم
بدهی‌هایی كه باید پرداخت كنیم
و ...
بعد از آن زندگی ما، زیبا و لذت بخش خواهد بود!

بعد از آنكه همه ی اینها را تجربه كردیم،
تازه می فهمیم كه زندگی،
همین چیزهایی است كه ما آن ها را "موانع" می‌شناختیم!
این بصیرت به ما یاری میدهد تا دریابیم كه،
جادّه‌ای اختصاصی بسوی خوشبختی وجود ندارد.
خوشبختی،خود همین جاده ای ست که،
ما را به زندگی و آینده هدایت می کند.

برای آغاز یك زندگی سعادتمند،
لازم نیست كه در انتظار بنشینیم:
فارغ التحصیل شویم
به دوران دانشگاه برگردیم
به دوران کودکی برگردیم
وزنمان را كاهش دهیم
وزنمان را افزایش دهیم
شروع به كار کنیم
مهاجرت کنیم
دوستان تازه ای پیدا کنیم
ازدواج کنیم
فرزند به دنیا بیاوریم
یک خانه شیک بسازیم
شروع تعطیلات فرا برسد
در انتظار دریافت وام جدید باشیم
یك ماشین نو بخریم
بازپرداخت قسط ها به اتمام برسد
برنده یک مسابقه میلیونی شویم
مشهور و سرشناس شویم
بهار بیاید
تابستان از راه برسد
پاییز را تجربه کنبم
زمستان را به امید بهار دلخوش کنیم
اول برج ...
و...
امّا،
خوشبختی یك سفر است،
نه یك مقصد ...
****************
شاد باشید و سربلند
SH